♥ ღروز های تنهایی من در غربتღ ♥
☂ஐداریوشஐ☂
11 مـاه گذشت.. بعضـیا دلشون شکست.. بعضـیا دل شکوندن.. خـیلیا عاشق شدن و خیلیا تنها.. خـیلیا از بیمون رفتن.. خـیلیا بینمون اومدن.. گـریه کردیم و خندیدیم.. زنـدگی بر خلاف آرزوهامون گذشت چنـد روز دیگه بیشتر نمونده ، چنـد روز از همه اون خاطره ها ! آرزو دارم نـــوروزی که در پیش رو داری .. آغاز روزی بــاشد که آرزو داری ... بی خیالی... دل وامانده ات یکـــــــــــــ نفر را می خواهد .........! خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک
به یک پر کرد تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم .. می خوام بگم تو دنیای منی .. می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره .. ی خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !! می خوام بگم شدی مجنون عشقم ... می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم ! می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم .. می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !! می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !! می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم ... می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم ... می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم ... می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم ... می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم .. می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !! می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !! می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم .. می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم ... می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !! می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !! می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم .. می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !! می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم ....! حرف آخرم عشقم:"دوست دارم ""عاشقتم""میپرستمت"

این روزها برای نفس کشیدن
بهانه ای ندارم
بهانه لازم نیست برای زندگی !
بی بهانه خواهم زیست
تو ای بی بهانه ترین لحظات هستی من
بهانه ای برای این بی بهانگی بیاور ...

تو در کدام ثانیه می آیی
بگو ساعتها را
در همان لحظه نگاه دارم
میخواهم
سیر تماشایت کنم


همیشه نمی شود زد به بی خیالی
و گفت تنهـــــــــــا آمده ام ٬ تنهـــــــا می روم...
یک وقت هایی ٬ شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای ٬کم میاوری ! ...



و آفتاب بغلم میکند
پشت میز ادارهام میگذارد
دیگر غروب است
آفتاب هم به خانهی خود میرود
نمیدانم راه خانهی من کدام است

هم خستهام
هم تنها
پنجره را باز میکنم
شب به کمکم میآید

پـ ـاے رفتـ ـنم را پـیش تو گذاشـ ت ـه ام
یـ ادت هسـ ت کـ ه نــ روم ؟
حــ ال تو رفـ ته اے بـ ـا پـ اۓ مــ ن ؟
یـ ـا پـ ـاۓ مــ ن رفتـ ه اسـ ت بــ ا تو
و رمز جدول چنین بود:
دوستم بدار

مهمان قلب من باش، ماندنت را دوست دارم
آسمان صاف و ساده ، آبی ات را دوست دارم
دور از ابر سیاهی ، نابیت را دوست دارم
نیمه ماهی ، کنج شبها ، دیدنت را دوست دارم
چون گل خوش رنگ و خوش بو ، چیدنت را دوست دارم
من سلام گرم اما ، ساده ات را دوست دارم
آن نگاه بر زمین افتاده ات رادوست دارم
چشمهای از وفا آکنده ات را دوست دارم
گل بخند ، آرام آرام خنده ات را دوست دارم
آنهمه بخشندگی ، افتادگی را دوست دارم
تا تو هستی در کنارم زندگی را دوست دارم
| :???????: :????????: |





